تولدی دوباره

اعتراف می کنم دیشب بعد از اینکه یک کم آسمون خونمون ابری شد، بعد از اینکه قهر کردی و رفتی نشستی تو هال و من تنها رو تخت خوابیدم، بعد از اینکه یک کم تند صحبت کردم، بعد از اینکه ...

.

.

.

دلم برات تنگ شد! پشیمون شدم از رفتارم، از حرفم! ولی ...

دلم برات تنگ شد!

نوشته شده در شنبه ٥ آذر ۱۳٩٠ساعت ٩:۱٧ ‎ق.ظ توسط راحله نظرات () |

Design By : nightSelect.com